مرتضى راوندى

519

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

تراشيدم چو موى ريش از بيخ * تراش مويم آمد سال تاريخ ( 977 ) نه سال بعد ، در روز پنجم ذيقعدهء سال 1006 نيز فرمان داد كه همهء مردان ايران ريش بتراشند و ريش تراشى عام شد . » « 1 » شاه عباس سبيل خود را بسيار كلفت و بلند مىگذاشت و بر خلاف ريش ، هرگز كوتاه نمىكرد و از دو سو روى گونه‌ها تاب مىداد . « 2 » « در كتاب داستانهاى ايرانى كه ظاهرا در دورهء صفويه نوشته شده است ، خطاب به « استاد سلمانى » چنين آمده است : سرم را سرسرى متراش اى استاد سلمانى * كه ما هم در ديار خود ، سرى داريم و سامانى » « 3 » خطر تيغ سلمانى : رافائل دومان كه در عهد شاه عباس ثانى كتابى راجع به اوضاع ادارى و اجتماعى ايران نوشته است ، هنگامى كه از بيمارى كچلى ( كه اغلب افراد به آن مبتلا بودند ) سخن مىگويد ، اشاره مىكند كه شايد علت شيوع اين بيمارى ، به كار بردن تيغ دلاكى است كه بيمارى را به ديگران منتقل مىكند و با تيزبينى ، علت در پناه بودن كودكان فرنگيان ساكن اصفهان را از اين بيمارى مسرى به كار نبردن تيغ دلاك و استفاده از قيچى ذكر مىكند . « 4 » مفهوم زيبايى بين اقوام مختلف : تاورنيه در سفرنامهء خود ، مىنويسد : « شاه ( مقصود شاه صفى است ) عقيدهء مرا در خصوص حسن و جمال زنها سؤال كرد ؛ جواب گفتم : اين فقره بسته به عادات هر مملكتى است : در ژاپون ، زنهاى صورت پهن را دوست مىدارند ؛ در چين پاى خيلى كوچك را علامت حسن و جمال زن مىدانند ؛ در جزاير برنه و آرشن ، هر زنى كه دندانهايش سياهتر است محبوب‌تر است ؛ در جزيرهء ماكاسار ، براى اينكه زنى به كمال زيبايى برسد ، در جوانى چهار دندان جلويش را مىكشند و چهار دندان طلا بجاى آن مىگذارند . در مملكت اعليحضرت ، براى زنها ابروى انبوه بهم پيوسته مطلوب است و حال آنكه در فرانسه برعكس ، زنها موى وسط ابرو را با منقاش مىكنند و زيروروى ابرو را برمىدارند و ابروى لنگه‌لنگهء نازك را دوست دارند . خلاصه حسن و جمال زنها بسته به سليقه و عادت مردهاست . آنچه در يك‌جا جزو محسنات است در جاى ديگر در شمار معايب است . » « 5 » وسايل كار سلمانى در عهد قاجاريه : اصلاح سر و ريش ظاهرا با تيغ و قيچى صورت مىگرفت . حاجىبابا در شرح احوال خود ، با بيانى طنزآميز ، مىنويسد كه در آغاز كار « تراشيدن سر چاروادار و شتربان به تيغ من حواله مىگرديد . چه بسا سرتراشى من ، در حقيقت ، نوعى از سرخراشى بود و ارزان تمام نمىشد . همين كه پا به سن شانزده نهادم ، تشخيص اين‌كه آيا در تيغ‌رانى استاد ترم يا در كار درس و مشق ، كار دشوارى بود . نه تنها در عالم تيغ‌رانى و موى پيرايى ، گذشته از نرم‌تراشى و كاكل‌آرايى و موزون نهادن خط و برداشتن پشت لب و يكسان زدن

--> ( 1 ) . تاريخ عباس ، نسخهء خطى . ( 2 ) . زندگى شاه عباس اول ، پيشين . ج 2 ، ص 11 . ( 3 ) . داستانهاى ايرانى ، به اهتمام ابو الفضل قاضى ، ص 36 . ( 4 ) . ر ك : عباس آگاهى ، « وضع ايران در زمان شاه عباس ثانى » [ مقاله ] ؛ مجلهء بررسيهاى تاريخى . سال نهم [ زيرنويسها ] ص 165 . ( 5 ) . سفرنامهء تاورنيه ، پيشين . ص 729 .